-:¦:- عــــاشـــقــــانــه هـ ـایـــ بـــــارانـــــــــ -:¦:-

 

در حالی که دلم مانند کویری تشنه و بی جان بود در حالی که بغض گلویم را گرفته بود

و از درد تنهایی دیگر جانی نداشتم در حالی که چشمهایم از اشک ریختن سویی نداشتند ،

در حالی که هنوز غم جدایی از عشق گذشته در دلم نشسته بود

در حالی که دیگر امیدی به ادامه زندگی نداشتم و تمام درهای امید

 به زندگی به رویم بسته شده بود

در حالی که آسمان دلم پر از ابرهای سیاه سرگردان غم و غصه بود ،

 در حالی که آرزوی مرگ از خدای خویش داشتم

 در حالی که دیگر دستهایم طاقت این را نداشتند که یک کلام نیز از عشق

 و عاشق شدن بنویسند در حالی که  هوای قلبم گرفته و سرد شده بود

 خداوند هدیه ای را به من داد که زندگی مرا آرام و پر از امید کرد

 به باغچه دلم زیباترین و خوشبوترین گل را هدیه داد، به آسمان تیره

 و تارم مهتاب روشن بخش و ستاره  درخشانی را هدیه داد

در  جاده های خسته و خالی ام همسفری با دلی پر از محبت و مهربانی هدیه داد

 به دل پر از سکوت و پر از غمم نیروی عشق را عطا  کرد

 به دستهایم قدرت این را داد که هر چه میخواهند از عشق بنویسند و بهترین

و زیباترین جملات را برای عشق بگویند

 به پاهایم قدرت این را داد که بتوانند در جاده های پر از عشق قدم بزنند و به

 وجودم اراده عاشق شدن را داد

 آری او  یک فرشته زیبا ومهربان را به زندگی ام هدیه داد!

 آن فرشته را مانند باران عشق کرد و بر روی من نازل کرد تا تن  غم زده و خسته مرا بشوید

 و جانی دوباره و طراوت عاشقانه ای دوباره به من ببخشد

 آن فرشته را مانند گلی کرد  و در گلدان طاغچه قلبم گذاشت تا  عطر و بوی عاشقانه اش

 حال و هوای  خانه دلم را دگرگون کند!

 آن فرشته را تمام زندگی من  کرد ، قلب آن فرشته را در قلب من طلسم کرد ،

و در های قلبم را بر روی او بست و کلیدش را نزد خود نگه داشت!

هدیه ای که خداوند به من داد ، آرزوهایم را زنده کرد ، دلم را پر از امید و دل گرمی کرد!

 هدیه ای داد که از گل هم زیباتر بود ، از خورشید نورانی تر بود و از ستاره درخشانتر!

 و این هدیه بهترین چیزی بود که خداوند در تمام زندگی ام به من داد! آری

 او خوشبختی را به من داد

 او عشقی دوباره را به من داد !

 سپاس آن خدایی که زندگی دوباره به من بخشید ، بهترین هدیه دنیا را به من داد ،

 و قلبم را آرام و پر از عشق کرد !

سپاس آن خدایی که عشقی پاک و واقعی و بدون ریا  و بی پایان را به من هدیه کرد !

پس خداوندا کلید قلبم را تا پایان زندگی ام ، تا ابد و برای همیشه نزد خود نگه دار

 تا من نیز با مهر و محبت و عشق خودم  آن قلب سرخ را که به من هدیه دادی

 درقلبم نگه دارم...قلب

 

 

 


 

 

 

baran |۱٢:٠۳ ‎ق.ظ |سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/٢٢
نظرات ()

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شد
زیبایی های دنیا از آمدن تو پیدا شد ، روزها گذشت و چهره زیبایت در آسمان دلم آفتابی شد
دریای زندگی به داشتن مرواریدی مثل تو می نازد ، همه زیبایی های دنیا با آمدن تو می آید و اینگونه زندگی با تو زیبا میشود ، اینگونه چشمانم با دیدن یکی مثل تو عاشق میشود
و امروز روز میلاد دوباره تو است ، در این هوای ابری نیز خورشید در لابه لای ابرها به انتظار دیدن تو  است
و این لحظه قشنگترین ساعت دنیاست ، و این ماه درخشانترین ماه دنیاست که تو را درون تصویر نورانی اش میبیند
آمدی به دنیا و دنیا مات و مبهوت به تو مینگرد ، همه جا را سکوت فرا گرفته تا خدا صدای تو را بشنود
صدای دلنشین تو در لحظه شکفتنت ، عطر حضورت فرا گرفته همه زمین را…
تو یک رویایی که حقیقت داشتنت معرکه است ، داشتن یکی مثل تو معجزه است ،امروز روز میلاد دوباره تو است و من خیلی خوشبختم از اینکه مال منی…
جز این احساسات چیزی در دلم نمانده ، این هدیه تا آخر عمرم در دلم مانده که دوستت دارم و قلبت این شعر عاشقانه را تا آخرش خوانده ….
شعری با عطر احساست ، به لطافت دستانت، به زیبایی چشمانت ، هدیه من به تو در روز میلادت
تویی قطره بارانم که گلستان کرده ای باغ وجودم را و امروز یک روز مقدس است که مدتها به انتظار آمدنش نشستم …
عشق من منتظرم بیایی تا عاشقانه تو را در آغوش بگیرم و بفشارم تو را ، تا بگویم خیلی دوستت دارم و بگیرم دستانت را ، تا بگویم تا ابد مال منی   ، تا احساسم را به تو هدیه دهم و تبریک بگویم روز تولدت را…. تولدت مبارک مهربونم….

 

به قلم زیبا و دل نشین دوست مهربونم: ایلیا که برای

تولدم این نوشته را به تحریر در آورده وبه من

تقدیم کرده است.((دوست داشتم شما دوستای خوبم هم این نوشته رو بخونید))

دوستای خوبم امشب تولدمه  (12 شب....16 فروردین)

همه تون رو دوست دارم   (* باران*)

 

baran |٤:۱۸ ‎ب.ظ |سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٥
نظرات ()

Design By: KHanOomi